تبليغاتX
متنهای عاشقانه در سرزمین تنهایی >
همه رفتند جز خاطره ها جایمان کجاست میان خاطره ها
 

من عشق را در تو

تو را در دل

دل را در موقع تپیدن

و تپیدن را بخاطر تو دوست دارم

 

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

 

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش

و زیبایی اش را به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را بخاطر خدایش خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 23:25  توسط سکوت  | 

 

عشق یعنی مستی و دیوتنگی عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 23:24  توسط سکوت  |