|
همه رفتند جز خاطره ها جایمان کجاست میان خاطره ها
|
من
عشق را در توتو
را در دلدل را در موقع تپیدن
و تپیدن را بخاطر
تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
و بستر را برای اندیشیدن به خاطر
تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبایی اش
و زیبایی اش را به خاطر
تو دوست دارممن دنیا را بخاطر خدایش خدایی که
تو را خلق کرد دوست دارم
عشق
یعنی مستی و دیوتنگی عشق یعنی با جهان بیگانگیعشق
یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم ترعشق
یعنی سر به دار اویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختنعشق
یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدنعشق
یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختنعشق
یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن