New Page 2

سبز
ترین بهانه های دلتنگی
با
رویش یا تو در بستر خیالم قد میکشد
به
سوزناکی کوچ غریبانه ء تو سوگند
که
در لابلای فصلهای بی رنگ احساسم
هنوز
رنگ
عبورت در مسیر نگاهم جاریست.

گزیدهای از نوشته
های (پارادایز)
نظریادت نره

+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 11:33 توسط تنها
|
قالب
شعر
قالب
یاهو مسنجر
قالب
خشتی
قالب
موزیک
قالب
خزان
قالب
سینما
قالب
پیتر پن
قالب
بهار
قالب
پاییز سرخ
قالب
عشق
قالب های زیبا دیگری

+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 12:8 توسط تنها
|
دانلود کلیه ترانه های مهستی خوان

دانلود
ترانه های مهستی خواننده بزرگ و بیاد ماندنی ایران

به زودی
آلبومهای دیگری از مهستی براتون میزارم

+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 9:41 توسط تنها
|

گفتی عروسکت بگم مترسکم زیادیته 
گریه و آه و نالتم ادا و اصول و بازیته
دم از رفاقت میزدی پا رو عذاب در آومدی
سگ از تو با وفا تره به سادگیم نارو زدی
این دفعه کور خوندی عزیز اشکای تمساح و نریز
خون تو آخر میریزم یه جا با یه خنجر خیس
برو دیگه نبینمت مشق شبامو خط زدی
هر چی حالیت نیست عوضش پیچوندنو خوب بلدی
برو صداتو نشنوم لجم میگیره از صدات
برو یه جایی که دیگه نگام نیفته تو نگات
گفتی خراب تو بشم خونه خراب تو شدم
آتیش به زندگیم زدی نقش خراب تو شدم
من که واسط ساده بودم به دامت افتاده بودم
خیر از جوونیت نبینی نگو که دلداده بودم
دیدم چی جوری جون میدی عمرا حلالت بکنم
هر چی که نفرین بلدم نثار روحت میکنم

+
نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 23:5 توسط تنها
|

همیشه
غروب دریا برام
یه دلتنگی خاص داشته
درعین زیبایی وقتی خورشید
آخرین پرتوهای عاشقش رو روی تن
گرم دریا رها میکنه و آسمون که آبی بی
انتهاش رو چه بی ادعا پیشکش دریا کرده و دریا
که با همه اینها عاشقانه ساحل رو می پرسته و چه بی
غرور خودش رو در آغوش ساحل میندازه .همیشه وقتی به دریا
نگاه می کنم، مطمئن هستم که اونقدر مهربون هست که بشه کنارش
ایستاد و از زیبایی و شکیبایی و شعری که درش هست لذت برد.میدونی اگه دل
به دریا بدی آسمون دلت آبی میشه و اون وقت آبی آسمون پیش چشمات تبدیل به
بیکرانی میشه که بالهات رو به پرواز تشویق می کنه و این آغازی میشه تا اهل
آسمون بشی و زمین بشه خونه دوم تو.دل به دریا که بدی هوای دلت بوی
بارون میگیره اون وقت همیشه حس ناب باریدن در تو تازه است هر
وقت دلم از همه کس و همه جا می گیره وقتی دیگه حتی از
خودم هم خسته هستم میرم به خلوت دریا و ساحلش
کفشهام رو در میارم آن وقت که حرکت شن های
دریا رو زیر پام حس میکنم وقتی موجهای دریا
خودشون رو بی غرور زیر پاهام رها میکنن
نسیمی که منو درخودش می پیچه
و احساس سرما ئیکه همه
وجودم رو میگیره خیلی
میایستم یه گوشه
ساحل و چشمام
رو میبندم و
فقط گوش
میکنم

+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 10:33 توسط تنها
|
نظر نزدی میگم حسودی جیگر
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 19:16 توسط تنها
|

دانلود آهنگهای معین

01 - Molaghat
[24Kps]
[128Kps]
02 - Khoshbine
[24Kps]
[128Kps]
03 - Jodaee
[24Kps]
[128Kps]
04 - Ey Eshgh
[24Kps]
[128Kps]
05 - Vaghti Tou Ba Man Nisti
[24Kps]
[128Kps]
06 - Be Tou Goftam, Nagoftam
[24Kps]
[128Kps]
07 - To Mage Ghalbe Mani
[24Kps]
[128Kps]
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 10:17 توسط تنها
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 9:28 توسط تنها
|
ایا میدانید
در 75% از خانواده های آمریکایی زنان مسئول رسیدگی به امور مالی خونه هستند

ایا میدانید به طور میانگین هر فرد 1140 بار در سال تلفن میزند

ایا میدانید سکس 360 کالری از بدن رو در هر ساعت میسوزاند

ایا میدانید در امریکا پول از کاغذ درست نشده بلکه از کتان ساخته شده

ایا میدانید والت دیسنی از موش می ترسید

ایا میدانید اگه یه دونه کشمش رو داخل شامپاین تازه بیندازید مدام بالا و پائین می ره

ایا میدانید در سال 1996 ، 315
مورد اشتباه در دیکشنری معروف Webster's وجود داشت

ایا میدانید شکلات بر عصب و قلب سگ تاثیر بد دارد،
با کمی شکلات میتوان یک سگ را کشت

ایا میدانید 1 قطره لیکور عقرب را دیوانه می کند
و عقرب خودش را نیش می زند و می کشد

ایا میدانید در انگلیس قدیم قانون بود که شما نباید
همسرتان رابا چیزی ضخیمتر از شصتتان بزنید

ایا میدانید مایع موجود در نارگیل نارس را می توان
بجای پلاسمای خون استفاده کرد

ایا میدانید درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمی دهد
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 18:47 توسط تنها
|
نیمه شب آواره و بی حس و حال
در سرم سودای جامی بی زوال
پرسه ای آغاز کردیم در خیال
دل بیاد آورد ایام وصال!
از جدایی یک دو سالی می گذشت
یک دو سال از عمر رفت و بر نگشت
دل بیاد آورد اول بار را
خاطرات اولین دیدار را
آن نظر بازی و آن اسرار را
آن دو چشم مست آهو وار را
همچو رازی مبهم و سر بسته بود
چون من از تکرار او هم خسته بود
آمد و هم آشیان شد با من او
هم نشین و هم زبان شد با من او
خسته جان بودم که جان شد با من او
ناتوان بود و توان شد با من او
دامنش شد خوابگاه خستگی
این چنین آغاز شد دلبستگی
وای از آن شب زنده داری تا سحر
وای از آن عمری که با او شد بسر
مست او بودم ز دنیا بی خبر
دم به دم این عشق می شد بیشتر
آمد و در خلوتم دمساز شد
گفتگوها بین ما آغاز شد
گفتمش در عشق پا بر جاست دل
گر گشایی چشم دل زیباست دل
گر تو زورقبان شوی دریاست دل
بی تو شام بی فرداست دل
دل ز عشق روی عشق تو حیران شده
در پی عشق تو سرگردان شده
گفت در عشقت وفادارم بدان
من تو را بس دوست میدارم بدان
شوق وصلت را بسر دارم بدان
چون تویی مخمور ،خمارم بدان
با تو شادی می شود غمهای من
با تو زیبا می شود فردای من
گفتمش عشقت به دل افزون شده
دل ز جادوی رخت افسون شده
جز تو هر یادی به دل مدفون شده
عالم از زیباییت مجنون شده
بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش
طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش
در سرم جز عشق او سودا نبود
بهر کس جز او در این دل جا نبود
دیده جز بر روی او بینا نبود
همچو عشق من گلی زیبا نبود
خوبی او شهره ی آفاق بود
در نجابت در نکوهی تاخ بود
روزگار اما وفا با ما نداشت
طاقت خوشبختی ما را نداشت
پیش پای عشق ما سنگی گذاشت
بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
آخر این قصه هجران بود و بس
حسرت و رنج فراوان بود و بس
یار ما را از جدایی غم نبود
در غمش مجنون عاشق کم نبود
بر سر پیمان خود محکم نبود
سهم من از عشق جز ماتم نبود
با من دیوانه پیمان ساده بست
ساده ام آن عهد و پیمان را شکست
بی خبر پیمان یاری را گسست
این خبر ناگاه پشتم را شکست
آن کبوتر عاقبت از بند رست
رفت و با دلدار دیگر عهد بست
با که گویم آنکه همخون من است
خصم جان و تشنه ی خون من است
بخت بد بین وصل او قسمت نشد
این گدا مشمول آن رحمت نشد
آن طلا حاصل به این قیمت نشد
عاشقان را خوشدلی تقدیر نیست
با چنین تقدیر بد تدبیر نیست
از غمش با دود و دم همدم شدم
باده نوش غصه ی او من شدم
مست و مخمور و خراب از غم شدم
ذره ذره آب گشتم کم شدم
آخر آتش زد دل دیوانه را
سوخت بی پروا پر پروانه را!!!
عشق من از من گذشتی خوش گذر
بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن ز سر
دیشب از کف رفت، فردا را نگر
آخر این یک بار از من بشنو پند
برمن و بر روزگارم دل مبند
عاشقی را دیر فهمیدی چه سود؟
bbعشق دیرین گسسته تار و پود
گرچه آب رفته بازآید به رود
ماهی بیچاره اما مرده بود!!!
بعد از این هم آشیانت هر کس است
باش با او یاد تو ما را بس است ....
__________________
ارزش انسان به حرفایی است که برای نگفتن دارد
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 18:40 توسط تنها
|
تنهاکسی که قلبت وپس نمی داد
برای دوست داشتن تو فرصت رو از دست نمی داد
اینو بدون اون غریبه من بودم
توقعم زیاد بود برای تو کم بودم
به رسم بی وفایی دل به نگام نبستی
به خاطر غرورت زدی من و شکستی
دلم داره می سوزه از این همه دورویی
قند تو دلت اب می شه چقدر بی چشم و رویی
این و بدون برای من دنیا به اخر رسیده
دل غریب و بی کسم از عشق تو خیر ندیده
خدا کنه که نفرینم دامنت و بگیره
با هم برابر می شیم وقتی دلت بمیره
برو هواتو ندارم برام یه خط قرمزی
حتی دیگه نمی خوامت برای من بی ارزشی

+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 15:0 توسط تنها
|
|
نفرين به دست سرنوشت
قسمت من رو بد نوشت نفرين به اون اتشي كه افتاده توي اين بهشت نفرين به دستاي تو كه زنجير عشق و پاره كرد نفرين به اون نگاه تو كه قلبم و بيچاره كرد نفرين به قاب عكس تو به روي ديوار اتاق نفرين به اون سنگ دلت از من نميگيره سراغ نفرين به كار روزگار از تو چي مونده يادگار نفرين به دنياي تو كه با من شده ناسازگار
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 0:6 توسط تنها
|
در کنج دلم٬ عشق کسی خانه ندارد
روزگاريست كه من در
پي عشق
به سر كوچه ي مرموز وفا مي نگرم
وبه هر حال در اين كوچه كه با رد تو ماءنوس شده
من به خاموشي اين خاطره ها مي نگرم
من به خاموشي يك مشت صدا
كه تو را به سوي خود مي خواند
من به خاموشي صد وعده ي پوچ
به سر كوچه ي مرموز وفا مي نگرم

+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 10:18 توسط تنها
|
ندانستم که من کيستم,
ولي دانستم تو کي
هستي,ن
دانستم که عاشق کيست
ولي
دانستم عشق چيست,
احساس نکردم شب و روز ميگذرد ولي
احساس کردم
اين تويي که ميگذري,دستهايم
را باز خواهم گذاشت
تا تو را در اغوش
بگيرم.
قلبم را خواهم بست تا هيچکس ديگري وارد ان نشود,
چشمانم را خواهم بست
تا تصويري به غير از تصوير تو در
ان نقش نگيرد.
ندانستم زمستان کي گذشت,
ندانستم بهار امد,ندانستم بهار هم
دارد ميرود
فقط دانستم اين ما هستيم که مانده ايم و گذشتن هارا تماشا
ميکنيم,
تماشا ميکنيم و براي روزهايي که
رفته و بر نميگردد
اشک ميريزيم ,ندانستم دستانم بهم
ميرسند
دانستم دستانم به تو
نميرسند,
بعد از همه ي ندانسته هايم دانستم
که دوست داشتن تو تنها چيزي است
که تا اخر عمر خواهد ماند و من
دوست دار توام و
دانستم که عشقم تنها براي توست......
از طرف تینا و امین
عزیز

+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 12:31 توسط تنها
|
فقط مي خوام تو چشم تو نگاه کنم
دلم مي خواد فقط تو را صــدا کنم
رفتي سفر يه وقت فراموشـــم نکن
چرا مي خواي اشک منو در بياري
عزيز مـــن مگه تو دوستـــم نداري
اگه بري چشماي من گريـــون ميشه
دلت به قلبم هميشه مديــــــون ميشه
دوست نــدارم تو بري و مــن بمونم
هرجا باشي به ياد چشمات مي مونم
مي سپارمت دست خداي مهربــون
يلي ميــشم از رفتنت دل نگرون
رفتي سفر يه وقت فراموشـــم نکن
من بي کسم تو ترک آغوشـــم نکن

+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 12:11 توسط تنها
|
New Page 4
عشق یعنی...
اولین باری که چشمتان به هم می افتد
عشق یعنی...
اولین حرکت
عشق یعنی...
تسلیم نشدن
عشق یعنی...
خواستن
عشق یعنی ...
آن بوسه اول
عشق یعنی...
یک تصمیم بزرگ
عشق یعنی...
شروع کردن با هیچ چیز غیر از همدیگر
عشق یعنی ...
یک بار دیگر همان کار را با من بکن
عشق یعنی...
یک تعطیلات آخر هفته عاشقانه و بر
نامه ریزی نشده
عشق یعنی...
وقتی که از همنشینی هم لذت ببرید
عشق یعنی...
کمی نور شمع
عشق یعنی...
خود را دو بچه احساس کردن
عشق یعنی...
یک راز
عشق یعنی...
درخششی از درون
عشق یعنی...
نامه ای طولانی و لطیف
عشق یعنی...
حرکتی خود جوش بی آنکه از پیش فکرش
را کرده باشی
برگرفته از کتاب عشق یعنی...(پرستو
ابراهیمی)
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________****
___***____***____***__ ***
__***________****_______***
_***__________**_________***
_***_____________________***
_***______دوست دارم ______***
__***______ برای ________***
___***______همیشه _____***
____***______________ ***
______***___________***
________***_______***
__________***___***
____________*****
_____________***
______________*
+
نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 16:7 توسط تنها
|

طرفداران ابرو نظر بدن
بزودی آلبومی از عکسهای ابرو براتون میزارم
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 20:31 توسط تنها
|

بعد از تو من ماندم و
خلوتي بيرنگ
و تصوير جسدي عمود و عبوس در اينه
و چند نخ سيگار كه دراز به
دراز افتادند
تا در غربت دستان
لرزانم شريك شوند

+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 20:29 توسط تنها
|
New Page 7
------.
/ ! !
* * * * * * / !
* * * */
* * * *
* * * *
* * *
* *
* LeoMoon Forever
*
* *
* *
* / *
* / *
* / *
* / *
/ * *
______ / * *
` !\ * *
`~ ! \ *
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 11:50 توسط تنها
|
New Page 6
.
.'
:`...' `.,' '
`. ' .**. ; ; ':
` ``:`****,' .' :
..::. ``**":.'' `.
.: `: ; `,' :
`: ` : ;
: : : ;
: : : .:
: : :..,' ``::.
`....:..' ..:;''
.: . ...::::
,'''''``:::::::
`::::
`::.
`::
. ,. ::::' ,..
.'.' ``. :: .'.. `.
' .: :: ,'.' .
.' ,' .:::::: ,.' .:::.
.' .' ..:' ::: ., .;' ~
,;::;.::'' ::.:..::'
~ ::;'
::
,:::
::.
`::
::
::
::
::
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 11:47 توسط تنها
|
به تقاص چه گناهي بايد اينجوري بسوزم
واسه ي يه اشتباهي چه اومد به حال و روزم
مگه من چه كرده بودم كه چنين شكسته قلبم
اه از اين خيال چشمات كه منو گرفته از من
رسم اين دوره زمونه شده عاشق كشي اما
بيچاره عاشق خسته كه شده تارك دنيا
حالا باز حرفاي مردم ميشينه توي خيالم
كي ميشه دل بسوزوني تو براي حال زارم
هميشه تو رو تو خوابها توي رويا ها مي بينم
براي يه لحظه ي ناب تو ي آغوشت مي شينم
ولي اين فقط يه خوابه منم و يه دل خسته
به خدا كه چشم به راهتم پشت اين دراي بسته

+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 10:6 توسط تنها
|
کاش میشد تا کنی باور مرا
اشک چشم و آه سوزان مرا
کاش میشد در زمان بی کسی
حس کنی سردی دستان مرا
گفتمت عشقم به تو از جان فزون است
گفتمت سوز دلم از جان برون است
در جوابم :
خنده ایی آلوده و آتش میان دوده
و درد دلم افزوده و...
اکنون میان حادثه یا خاطره
زهری بدل خاری به پای من ، چنین بیهوده بی حاصل
نگاهم همچنان مانده به ساحل ...
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 17:48 توسط تنها
|
New Page 6
از آتش
پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من سوزان تر است.
از گل پرسيدم
محبت چيست؟ گفت از من زيبا تر است.
از شمع
پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من عاشق تر است.
از خود
محبت پرسيدم چيستی؟ گفت نگاهی که به تو
باشد..

+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 14:34 توسط تنها
|
New Page 4
´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶
´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´´´´¶¶´´´´´´´´...´´´´´´´´´´¶¶
´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´¶
´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´´´´´´´´´´´´¶
´¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´¶
´¶´´´´´´´´´´´´¶¶´¶´´´´´´´´´´´¶´´´¶
´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶´´´´¶
´¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶´´¶´´´´¶
´´¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶´¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶
´´¶¶´´´´´´´¶´´´´´¶´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶¶
´´´¶¶´´´´´´¶´´´´¶´´´´¶¶¶¶´´´´´¶
´´´´¶´´´´´´¶´´´¶´´´´´¶´´´´´´´¶
´´´´¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´¶´´¶¶
´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´¶
´´´´´¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´´´´¶
´´´´´´´´¶¶¶´´´´´¶¶´´´´´´´¶¶
´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´´¶¶¶¶¶¶
´´´´´´´´´´¶¶´´´´´´¶¶´¶
´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´¶´¶¶
´´´´´´´´´¶´´¶¶´´´´´¶´´´¶
´´´´¶¶¶¶¶¶´¶´´´´´´´¶´´¶´
´´¶¶´´´¶¶¶¶´¶´´´´´´¶´´´¶¶¶¶¶¶¶
´´¶¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´¶´¶¶´´´´´¶¶
´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´´¶
´´´¶¶´´´´´´´´´¶´´´¶´´´´´´´´´´¶
´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 14:16 توسط تنها
|
New Page 5
دلبر طناز من
ترک من شيدا کرد
ديد که بيچاره شدي يار دگر يدا کرد
ديد که در
کيسه ما سيم وزري نيست
گوهرخود را برد وبه بازار دگر سوداکرد
گفتمش گر قبله
شوي نظر به رويت نکنم
گر ماه شوي نظر به سويت نکنم
گر دسته گل
شوي و ايي برم
بردارم و بويت نکنم
حال بگذريم سر
به عقب دل نگران
تو بمان با دگران واي به حال دگران
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 13:27 توسط تنها
|