|

با سقوط دست هاي ما در تنم چيزي فروريخت
هجرتت اوج صدام رو از فراز شاخه آويخت
اي زلال سبز جاري جاي خوب غسل تمعيد
بي تو بايد مردوپرمرد زير خاک باغچه پوسيد
فصلي که من با توما شد فصل سبز خواهش برگ
فصلي که ما بي تو من شد
فصل خاکستري مرگ تو بگو جز تو کدوم رود
نا جي لب تشنگي بود جز تو آغوش کدوم باد
سايه گاه خستگي بود بي تو بايد~بي تو بايد
تا نفس دارم ببارم من براي گريه کردن
شونه هاتو کم ميارم چشم تو با هق هق من
با شکستن آشنا نيست اين شکستن آشنا نيست
اين شکستن بي صدا بود هر صدايي که صدا نيست
اي رفيق نا خوشي ها اين خوشي بايد بميره
جز تو همراهي ندار تا شب از من پس بگيره
با تو بدرود اي مسافر هجرت تو بي خطرباد
پر تپش باشه دلي که خون به رگهاي تنم داد
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 20:35 توسط سکوت
|
اس ام اس عاشقانه و مطالب عشقی
خون من یعنی وجودم، بی خون من هیچ و پوچم
بارها در عشقنامه نوشتم، خون من مهر وجودت.
كسی در باد می خواند تو را تا اوج می خواهم
برای ناز چشمانت چه بی صبرانه می مانم د لم تنگ است
و بی یادت در این غربت نمی مانم تو هستی در وجود من تو را هرگز نمی رانم
چقدر خوبه ادم يکي را دوست داشته باشه
نه به خاطر اينکه نيازش رو برطرف کنه نه به خاطر اينکه کس ديگري رو نداره
نه به خاطر اينکه تنهاست و نه از روي اجبار
بلکه به خاطر اينکه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره
زیبایی عشق به تحمله نه خرد شدن و فرو ریختن.
عشق خیالی ست که اگه به واقعیت برسه دیگه طعم شیرینشو از دست می ده
عشق یه کویره که عاشق تشنه با رویای سراب معشوق قدم به جلو میذاره.
عشق راه ناهمواریه که وقتی ازش گذشتی
و تمام سختیا رو پشت سر گذاشتی می رسی به جایی که اصلا تصور نمی کردی
آخرش این باشه مثل کسی که از کوهی بالا می ره به امید اینکه ببینه پشت اون کوه چیه؟
لذتش فقط امید و رویای رسیدن به اون بالاست وقتی رسیدی می بینی
هیچی پشت کوه نبوده و نیست ناامید و خسته می ش


آرزو دارم شبي عاشق شوي .
آرزو دارم بفهمي درد را .تلخي برخوردهاي سرد را .
مي رسد روزي كه بي من سر كني .مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني


لذت عشق زماني است که آن را نثار مي کني بيشتر از زماني است
که دريافتش مي کني پس بذار من عشقم را نثارت کنم
زندگي را بي عشق سپري کن غم بزرگي است .
اما اين تقريبا برابر است با غمي که زندگي را ترک کني
بدون اينکه به کسي که عاشقش هستي بگويي که دوستش داريد

چه ساده گذشتيم ، وگذاشتيم كه بر ما بگذرند ،
چه ساده از دل گفتيم و شب بازي را از ما برد ،
چه ساده خنديدم به خود تا كسي به ما نخندد،
چه ساده تمرين بوسه كرديم كه اشك مرحم دردهايمان نباشد،
چه ساده باختيم تا برنده غرور نشيم،
چه ساده خاطرات را ربط به قصه زندگي داديم،
چه ساده خود را در گوشه اي غم زده ساختيم تا مارا نخوانند،
بازي روزگاررا دانستيم و چه ساده باور كرديم كه براي هم نيستيم...!!!؟
چه ساده گذشتيم ، وگذاشتيم كه بر ما بگذرند ،



بازيچه دست يار بودن عشق است
درپنجه غم شكاربودن عشق است
در محاكمه اي كه يار باشد قاضي
محكوم طناب دار بودن عشق است
زندگي سه لحظه اش زيباست ديدن تو خنديدن تو بوسيدن تو
ديگه رو خاك وجودم نه گلي هست نه درختي ………
لحظه هاي بي تو بودن مي گذره اما به سختي


هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...
اما ای انسانها... برای رفتن به " بهشت " ... اول باید مرد
تويي بهانه آن ابرها که مي گريند .:. بيا که صاف شود اين هواي باراني

+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 11:52 توسط سکوت
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 10:52 توسط سکوت
|
New Page 3
s.jpg)
01 - Stay Together
[128]
[64]
02 - Forever[128]
[64]
03 - Hold It Don’t Drop It
[128]
[64]
04 - Do It Well
[128]
[64]
05 - Gotta Be There
[128]
[64]
06 - Never Gonna Give Up
[128]
[64]
07 - Mile In These Shoes
[128]
[64]
08 - The Way It Is
[128]
[64]
09 - Be Mine[128]
[64]
10 - I Need Love
[128]
[64]
11 - Wrong When You’re Gone
[128]
[64]
12 - Brave
[128] [64]
13 - Do It Well (Ft. Ludacris)
[128]
[64]
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 8:41 توسط سکوت
|
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم
وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم
پر پروانه شکستن هنر انسان نيست
گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم
يادمان باشد سر سجاده عشق
جز براي دل محبوب دعايي نکنيم
يادمان باشيد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم

وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستش داري
وقتي نااميد مي شي,
به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي,
وقتي پر ازسکوت شدي بياد بيارکسي روکه به
صدات محتاجه,هر وقت خواستي از غصه بشکني
به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته

اي قشنگ ترين بهانه زندگيم به من بگو مهرو محبت
را از كدامين چشمه زيبايي گرفتيكه خارها را
گل كردي و دلها را عاشق خود و انوار
كدامين ستاره اي كه روشنايي
چشمانت را از آن گرفته اي
كه با نگاهت شعله عشق را
در جانم افروختي. صدايت را از كدام
مرغ خوش آوا گرفته اي كه طنين آن مرهم
همه زخم هاي من است. خوابم مياد اما
مي ترسم كه بخوابم مي ترسم
كه اگه بخوابم تو را درخواب
ببينم كه از من جدا
مي شوي.





تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست
تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست
قافيه هاي شعرت تموم شده با صحرا
عشق تو,تو قلب من ميمونه مثله دريا

اي دختر بهاري سهم تو نسيت جدايي
از من بگير اين قلب و براي يادگاري

روياي تو قشنگ با دل من يه رنگه
قاصدك ها ميگن كه رنگين كموم ميخنده

آسمونم اشكاشو گذاشته تو قطره ها
تا مثله سنگ صبور ميون اين سايه ها

يواش يواش بباره روي گل برگ لاله ها
يا اينكه شبنم بشه رو غبار لحظه ها

تازه كنه عشق مو زنده كنه حرفاتو
اي هم سفر دستامو بگير تنها نرو


تو جاده زندگيت بي من و فردا نرو
بزار كه سرپناهت شم,شايدكه پبش مرگ تو

روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد
منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم.
حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم
که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست
اون خودشو وقف مرداب کرده
...................................
بعد از رفتن تو فقط من مانده ام و روزهايي كه بي تو تكرار مي شوند
و من در خلوت شبهاي بي ستاره ام از به تو انديشيدن عادتي ساخته ام
دراز به درازاي آرزوهايي كه برايت داشتم
و هنوز نمي دانم برق نگاه كدامين ليلي ني ني چشمان تو را خيره كرد
و تيشه ي عشق كدامين فرهاد ريشه ي عشقمان را خشكاند !
اما ميدانم كه چون مجنون تا ابد در بيابان چشمانت به انتظار تو خواهم ماند
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 12:15 توسط سکوت
|
New Page 1
روز ولنتاین
آی
پسرا آی دخترا ولنتاین یادتون نره
روز ولنتاین مصادف با 25 بهمن ماه ( 14
فوریه ) است
که روز عشق و محبت نامیده شده و در این
روز دخترها و پسرها به همدیگر هدیه میدهند
تا
عشق و علاقه خود را به یکدیگر به نحوی
ابراز کنند…
هدایای
این روز معمولا آب نباتهای فانتزی
کارتهای
نقاشی شده( این هم همون کارت پستال بوده)،
طلا
جواهرات سنگهای قیمتی عروسکهایی به شکل
قلب و خرسهای کوچک و این قبیل کادوهاست…
این هدایا فقط بین جوانها رد و بدل نمی
شود
بلکه
در سرتاسر دنیا، انسانها این هدایا را به
کسانی که دوستشان دارند،
اعضای فامیل و … هدیه می دهند تا محبت خود
را نسبت به آنها ابراز کنند
در تاریخ کلیسای کاتولیک 3 نفر هستند که
ولنتاین یا ولنتاینوس نام داشته اند
و
درباره تاریخچه ولنتاین روایات گوناگونی
وجود دارد که در اینجا به چند مورد از
آنها اشاره میکنم…
یکی از این روایات به قرن سوم میلادی در
روم مربوط میشه!
در
آن زمان کلودیوس دوم امپراطور روم بود، و
او به این نتیجه رسیده بود
که
مردانی که ازدواج نکرده اند بهتر از مردان
متاهل جنگاوری میکنند
و
در حقیقت افرادی که خانواده ندارند
سربازان بهتری هستند
به همین دلیل او ازدواج را در تمام
امپراطوری روم برای مردان جوان ممنوع
کرد...
در این دوران کشیشی به نام سنت ولنتاین پی
به بی عدالتی کلودیوس برده
ارزه با او در خفا و به طور پنهانی در
کلیسا برای عاشقان جوان مراسم ازدواج را
اجرا می کرد...
گفته میشود که وقتی امپراطور پی به این
عمل ولنتاین برد دستور داد تا او را به
قتل برسانند..
در
روایت دیگر گفته میشود که ولنتاین به این
دلیل کشته شده است
که
سعی داشته تا مسیحیانی را که به دست
رومیان زندانی و اغلب مورد شکنجه بودند
را
از زندانهای رومیان فراری دهد..
به
روایتی دیگر ولنتاین اولین کسی بوده که
پیام ولنتاین ( Valentine Greetings) را
فرستاده است...
این
پیام زمانی فرستاده شده که او در زندان به
سر میبرده
و
احتمالا او عاشق دختر زندانبان خود که در
زمان اسارت قبل از کشته شدنش به او سر می
زده شده بود...
جالب
است بدانید که این دختر بنا به روایات
متعدد کور نیز بوده است...
در این نامه فرستاده شده به جای امضا
عبارت From your valentine! نوشته شده بود
؛ عبارتی که امروزه نیز در میان مردم جهان
مصطلح است...
شاید دلیل اینکه امروزه این همه پیامهای
عاشقانه در سرتاسر دنیا در روز ولنتاین
ارسال میشود،
ادامه
دادن همان سنت دیرینه ولنتاین زندانی
باشد... شاید هم سر کار گذاشتن و
خندیدن....
به
هر حال روایات درباره ولنتاین بسیار زیاد
و متعدد است
و
حقیقت درباره روز ولنتاین در هاله ای از
ابهام قرار داره ...
ولی
در همه روایات بر زیبایی و زیبارویی، بی
باکی،
و
از همه مهمتر چهره رمانتیک و غریب سنت
ولنتاین تاکید شده است....
پس آی پسرا آی دخترا ولنتاین یادتون نره
مخصوصا پسرا که همیشه موقع اتفاقهای مهم
آلزایمر می گیرن....
حالا می ریم سراغ عرق ملی و.....

جشن مژدگیران این جشن که گاهی در کتب به
نامهای مرد گیران
،مزد گیران و مژدگیران و یا جشن گل نیز
نامیده شده. در روز اسپندارمزد
در
ماه اسفند برگزار می شده که بنا به گاه
شمار پیشین زردشتی روز پنجم از آغاز اسفند
و
بنا به تقویم امروزین روز بيست ونهم از
بهمن می شود .
در این روز که روز بزرگداشت ایزد
اسپندارمزد یا همان فرشته نگهبان زنان است
.
زمام امور به دست زنان می افتاده و گاه
دیده می شده

که
حتی شاه نیز در معیت زنان خود در انظار
عمومی ظاهر می شده .
در این روز زنان به خواستگاری مرد دلخواه
خود می رفتند و از او تقاضای ازدواج می
کردند
و مردان به همسر و یا معشوق خود هدیه و گل
اهدا می کردند
به
نحوی می توان این جشن را جشن عاشقان نامید
. . دیگه واقعا لاو بترکونید

+
نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:33 توسط سکوت
|
ترسم از بی رحمی شب نیست

ترسم از بی رحمی شب نیست
ترسم از
دلتنگی فرداست
ترسم از
شب مرگی آواز
ترسم از
تدفین قمریهاست
سهمی از
رجعت انسان
سهمی از
خدا شدن باش
سهمی از
معجزه عشق
سهمی از معراج من باش...

هوا باز است و
مرغان شاد من کنج قفس در بند
خدایا سخت
دلتنگم هوای پر زدن دارم
دریغ و درد!
با پر و بال خاکی من
شوق پرواز آخرین نیست
به دادم برس
به دادم برس
تو ای ناجی تبار من
به دادم برس
به دادم برس
تو ای قلب سوگوار من!
هیچ چیز
تکرار نمیشود
و عمر به پایان میرسد:
پروانه
بر شکوفهای نشست
و رود به دریا پیوست...
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 13:14 توسط سکوت
|
شعری از سیاوش کسرائی تقدیم به:
من شاخه ای ز جنگل سروم
از ضربه تبر
بر پیکر سلاله من یادگارهاست
با من مگو سخن ز شکستن
هرگز شکستگی به بر ما شگفت نیست
بر ما عجب شکفتگی اندر بهارهاست
صد بار اگر به خاک کشندم
صد بار اگر که استخوان شکنندم
گاه نیاز باز
آن هیمه ام که شعله برانگیزد
آن ریشه ام که جنگل از آن خیزد!

+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 12:39 توسط سکوت
|
يد به خاطر كي زنده هستي
عشق را وارد کلام کنيم تا به هر عابري سلام کنيم
و به هر چهره اي تبسم داشت ما به
آن چهره احترام کنيم
زندگي در سلام و پاسخ اوست عمر را صرف اين پيام کنيم
عابري
شايد عاشقي باشد پس به هر عابري سلام کنيم
******************
بسته ام در خم ابروي تو اميد دراز
آن مبادا که کند دست طلب کوتاهم
بامن راه نشين
خيزو سوي ميکده آي
تادر آن حلقه ببيني که چه صاحب جاهم
قلب مثل دو تا اتاق ديوار به ديوار هست كه يكي از اتاقها غم و ديگري شادي.
مي گن
آرام بخند كه تو اتاق بقلي غم را بيدار نكني دن جاي پات ميان و ميرن .
**********************************
پيش آتش دل شمع و پر پروانه يکيست
گر به سر حد جنونت ببرد عشق "عماد" بي وفائي و
وفاداري جانانه يکيست
*******************************
پيش ما سوختگان مسجد و ميخانه يکيست
حرم و دير يکي، سبحه و پيمانه يکيست
اينهمه جنگ
و جدل حاصل کوته نظري است گر نظر پاک کني کعبه و بتخانه يکيست
هرکسي قصه شوقش به
زباني گويد چون نکو مينگرم حاصل افسانه يکيست
اين همه قصه ز سوداي گرفتاران است
ورنه از روز ازل دام يکي، دانه يکيست
*****************************************
اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست
خواهي داد
*******************************************
زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي،
لبخند خود را نثار
تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند
*********************************
سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،
نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون
مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .
پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي
مرا
=======================
وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن
=======================
عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند
و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي
باشد
=======================
اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را
اينگونه به خاك ره ميفكن ما را
ما در تو به چشم
دوستي مي بينيم
اي دوست مبين به چشم دشمن ما را
======================
تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست
======================
عشق کليد شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کليدي باز شود
======================
غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر
=====================
زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم چرا جفاي تو كم شد؟
شكايتي كه نكردم !!!
=====================
گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نيست بگو راست بگو
=====================
گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند
=====================
هرچه گشتم در این شهر نبود اهل دلی که بداند غم دلتنگی وتنهایی ما ...!
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
هیچکس تنهایی ام را حس نکرد...
لحظه های ویرانم را حس نکرد..
در تمام لحظه هایم هیچکس
وسعت حیرانم را حس نکرد ...
آن که سامان غزلهایم از اوست بی سروسامانیم را حس نکرد
چرا
*.*.*.*.*.**.*.*.*.*.*
گر بوي گلي را دوست نداري شاخه هايش را نشكن
*.*.*.*.*.*
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست
داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي.
*.*.*.*.*.*
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 22:37 توسط سکوت
|
آلبوم جدید و زیبای حبیب به نام ا
آلبوم جدید و زیبای حبیب به نام ایران بانو
دانلود آهنگهای حبیب

01 - ایران بانو
[192]
[24]
02 - عیدی (به همراه محمد)
[192]
[24]
03 - ستاره ها
[192]
[24]
04 - قبله
[128]
[24]
05 - لنترانی
[128]
[64]
[24]
06 - عزیز جونم (به همراه محمد)
[128][24]
07 - عزیز من [128]
[24]
08 - مظلوم عشق
[128]
[24]
09 - بد بده
[128]
[24]
10 - نصیحت
[128]
[24]
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 14:2 توسط سکوت
|
http
گل
سرخ
را دوست دارم چون رنگ خونه .
خون را دوست دارم چون در رگ جاریست .
رگ را
دوست
دارم
چون به قلب راه داره .
قلب را دوست دارم چون
جایگاه توست .
bbbbbbbbb
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
bbbbbbbbb
شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش:
من كه شب بودم
و شب هستم
و شب خواهم بود
به اميدي كه تو فانوس شب من باشي
bbbbbbbbb
عاشقانه
ترین نگاهم
را روی قایقی از باد نشاندم و پارو
زنان سوی تو فرستادم
وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو
چشمانت را بستی و قایقم غرق شد
bbbbbbbbb
زندگی پژمردن يک برگ نيست بوسه ای در کوچه های مرگ نيست
زندگی يعنی ترحم داشتن با شقايقها تفاهم داشتن.
bbbbbbbbb
دریا باش که اگر کسی سنگ به سویت پرتاب کرد
سنگ غرق شود نه
آنکه تو متلاطم شوی
bbbbbbbbb
هر کی عاقله ، غمی داره
روزگار درهمی داره
عاشق نشدی تا بدونی ، دیوونگی عالمی داره
bbbbbbbbb
خدایا اگر بدانم که
عشق را در
وجود کسی رویانده ام
بیهوده نزیسته ام و همین کافیست تا خرسند باشم.
bbbbbbbbb
وقتی عشق
می آید کسی نمی بیند ولی وقتی می
رود همه آن را می بینند .
bbbbbbbbb
اگر در
زندگی چاره ای جز سوختن نداری
بسوز ، اما مثل شمع نه مثل سیگار.
bbbbbbbbb
بدترین شکل
تنهایی ان است که در کنار او باشی
و بدانی که هرگز به او نخواهی
رسید
.
bbbbbbbbb
از همه
اندوهگین تر کسی است که بیشتر
بخندد.
هر فاصله
ای می تواند به خوشبختی تبدیل شود
و هر خوشبختی و سعادتی به فاصله
تبدیل شود.
bbbbbbbbb
وقتی دهکده
ای می سوزد دودش را همه می بینند
،
اما وقتی قلبی می سوزد شعله اش
را کسی نمی بیند.
bbbbbbbbb
هیچ چیز
ویرانگر تر از آن نیست که متوجه
شویم
کسی که به آن اعتماد داشته
ایم عمری فریبمان داده است.
bbbbbbbbb
لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد دلم، دستم
باز من اندر هوای دیگری هستم

+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 19:39 توسط سکوت
|
آلبوم آخر مهستی
سلام دوستان امروز
واسطون آخرین کار مهستی رو میزارم
امید وارم خوشتون بیاد
آلبوم آخر مهستی، از
خدا خواسته نام داره
Taghat
Az Khoda Khaasteh
Emtehan
Donya
Shayad
Vaghti Raftam
Zendegi
Medley
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 9:10 توسط سکوت
|
New Page 2

نامت خوابم را آشفته مي
كند
و تصوير مهرت دلم را خونين تر
ديروز را با تو در آغوش
ميگيــــــرم
و امروز خالي حضورت را مرثيه ميخوانم
تا سايه هاي شتابم را
سرودي حزن انگيز
تصوير كنند
افسوس كه پنجره تاريك تصويرم را
مكدر كرده
بازدم اعصارم
و آن سوي تر پشت سايه هاي انتظار
من هنوز
دست به سوي دامن پاك تو مي آويزم
درياب برگهاي نانجي پاييــز را
بازمانده نا مشروع پيوند دوفصل را
فرزند تراژدي هاي جنگل
كه به دستان تو
چشم تمنا دارد...

داستان غم انگيز زندگي اين نيست که انسانها فنا مي شوند ،
اين است که آنان از دوست داشتن باز مي مانند
تبسم نگاه تو نشان عشقي آشناست ...!

زندگی قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه برای تو باشه...
دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه...
من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشی قشنگی

خدا به تو دو تا پا داد تا با آنها راه بروی. دو تا دست داد تا
نگه داری.
دو گوش برای شنیدن و دو چشم برای دیدن داد ولی چرا فقط
یک قلب به تو داد؟
چون قلب دوم تو رو به کس دیگری داد تا تو آن را پیدا کنی

خنده ات رو به همه بده، ولي لبخندت را به يه نفر،
عشقت را به همه بده،ولي وجودت را به يه نفر،
بذار همه عاشقت باشن، ولي خودت
عاشق
يه نفر باش
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 14:21 توسط سکوت
|
وقتی ما احساس پوچ بودن را ترک می کنیم
که سرنوست جدیدی پیدا کنیم ...
اما..... من سکوت را بیشتر می پرستم
و هر چیز که هیچ چیز نیست ...!
نگرانی چیزی که من هرگز به آن فکر نکرده ام....
آری....
حدس من این بود توان گریختن از رویاهایم
و درمان زخمهایم ....
پس ما چه خواهیم شد....؟
خاموش ....؟!
پس مداوا کن مرا ؟؟؟؟؟
امیدوارم که سکوت را بشکنیم. .....

+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 18:15 توسط سکوت
|
چه مهمانان بی درد سری هستند مردگ
WET BELIVES OF
DEAD

چه مهمانان بی درد سری هستند مردگان .....
نه به طرفی دلی را آزرده می کنند ....
نه چیزی از کسی می گیرند ....
تنها گودالی تاریک و سرد در دل زمین .....
و تلی از خاک که بپوشاند رویشان را ....
و چه غافلند این موجودات خاکی ...
تنها به شمعی و اندکی سکوت آرام می گیرند در
دل این زمین ....
چه میهمانان بی دردسری هستند مردگان....
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 12:13 توسط سکوت
|
آهنگی از محسن یگانه و محسن یاحقی

کنار هر قطره ء اشکم هزار خاطره دفن
این قدر خاطره داریم که گویی که قددد یه قرن
گلو میسوزه از عشقت
عشقی که مثل زهر!!!
ولی بی عشق تو هر دم خنده با لبهای من قهره
درسته با منی اما به این بودن نیازارم
تو که حتی با چشات هم نمیگی آه ه ه دوست دارم
اگه گفتی دوست دارم فقط بازی لبهات بود
وگرنه رنگ خودخواهی نشسته توی چشای تو
هر چی عشقه تو دنیا
من میخواستم مال ما شه
اما تو هیچ وقت نذاشتی بین مون غصه نباشه
فکر میکردم با یه بوسه با تو همخونه میمونم
نمی دونستم نمیشه آخه بی تو نمی تونم
گله می کنم من از تو
از تو که این همه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت تو که هیچ وقت نمی فهمی

گله می کنم من از تو
از تو که این همه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت تو که هیچ وقت نمی فهمی
هر چی عشقه تو دنیا
من میخواستم مال ما شه
اما تو هیچ وقت نذاشتی بین مون غصه نباشه
فکر میکردم با یه بوسه با تو همخونه میمونم
نمی دونستم نمیشه آخه بی تو نمی تونم
گله می کنم من از تو
از تو که این همه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت تو که هیچ وقت نمی فهمی

+
نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 14:20 توسط سکوت
|
آلبوم جدید کویتی پور
دانلود آلبوم جدید کویتی پور
دانلود
1
دانلود 2
دانلود3
دانلود 4
دانلود5
دانلود 6
دانلود 7
دانلود 8
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 11:52 توسط سکوت
|

سهراب
گفتي:چشمها را بايد شست......شستم ولي !.........
گفتي: جور ديگر بايد
ديد.......ديدم ولي !..............
گفتي زير باران بايد رفت........رفتم ولي
!.............
او نه چشمهاي خيس و شسته ام را..نه نگاه ديگرم را...هيچ کدام را
نديد !!!!
فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت:
" ديوانه باران نديده !!
"




عشق چنان است که هر چه
بیشتر ارزانی داری سرشارتر شود
و هرگاه که آن را تنگ در
مشت گیری آسانتر از کف رود پروازش ده تا پایدار بماند

فاصله تابش
خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند
.
يافتن دوستان
خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست فراموش کردنشان غير ممکن
است

ايستاده مردن بهتر
از زانو زده زيستن است . (آلبرت کامو)
اگر کسي ترا آنطور که ميخواهي
دوست ندارد، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
(مارکز)




شما بدون
تسلط بر خود نمي توانيد فاتح ديگران باشيد. (کيم وو چونگ)
عشق، افسر
زندگي و سعادت جاوداني است. (گوته)




عشق ، سپيده دم
ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )
محبت را به هيچ چيز
تشبيه نتوان كرد زيرا كه هيچ چيز دقيق تر و لطيف تر از محبت نيست. (سمنون
محب)
بهاي عشق
چيست بجز عشق ؟ (ماري لولا)




تو را آتش عشق
اگر بسوخت مرا بين كه از پاي تا سر بسوخت. (مولوي)




تو دریایی و من موجی اسیرم که می
خواهم
در آغوشت بمیرم بیا دریای من آغوش بر کش نمی خواهم
جدا از تو بمیرم
فراموش نكن:قطاری كه از ریل خارج شده ممكن است
آزاد باشد اما راه به جایی نخواهد
برد!




نشنو از نی، نی حصیری بی وفاست
بشنو از دل ، دل حریم
کبریاست
نی چو سوزد خاک و خاکستر شود
دل چو سوزد خانه ی دلبر
شود




گمان کردم که با من هم دل و هم راز هم دردی
با تو
پیمان مردانگی بستم نمی دانستم که نامردی ...




خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من
ور نه این دنیا
که ما دیدیم خندیدن نداشت




دوست مزرعه سرسبزی است
که با امید و عشق در آن بذر می افشانی و با سپاس آن
را درو می کنی
براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده
كن .
براي اداره كردن ديگران ، از قلبت " . دالايي
لاما




هميشه با بدست آوردن
اون کسي که دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ،
گاهي وقتا
لازم هست که ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ،
همه ما
با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي
ميکنيم
و
با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي کردن ،
پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مکن و مگذار اين زمين پست شنونده
آواي غمگين دلت باشدافسوس...




آن زمان
که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم
آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و
بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم ....




+
نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 16:7 توسط سکوت
|

در نگاهت ابرهای درهم و برهم نشيند
در دلت انگار می خواهد غم عالم نشيند
" ساز" تو از چوب توت است و به روی
شاخه هايش
کرم ابريشم درون پيله ای از غم نشيند .
می چکد اشک تو نم نم ,
روی ساز نوحه خوانت
روی برگ توت گويی
قطره شبنم نشيند .
آن صدای غم گرفته
می شکافد پيله اش را
تا شود پروانه و روی گل مريم
نشيند

روزگاریست که " افکار شگفت انگیزی"
در سر هر بشری میبینم
گویی این گیتی غدار فریبنده پوچ
برده هوش از سر هر انسانی
گشته بر قامت دنیا چیره
و من اندر خم این مردابم
دست و پا بسته و سرگردانم
و وجودم محتاج
و درونم وحشت
و نگاهم گنگ است
چونکه اکنون دیگر
قلب ها از سنگ است
روزها بی رنگ است
ـ و تو ای دوست ـ به من فهماندی
می توان حرفی زد
می توان رازی داشت
ـ اینک ای دوست تو ثابت کردی ـ
میشود همره هر عاطفه آوازی داشت
میشود در دل این معرکه پولادین
خالی از غم باشی
مملو از عطر رباینده یاس
و سراپا احساس
و سراپا لذت
و سراپا پاکی . . .

+
نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 14:38 توسط سکوت
|
ای که از چشمان نازت می گریزم

ای که از
چشمان نازت می گریزم
قصد کردم زهر در
جام تو ریزم
تو به عشق یار خود
جامت بنوشی
لحظه ای از یاد
دلدارت بجوشی
اندکی بعد کند زهر
اثر
عمرت آید آرام آرام
به سر
با دلی غرق گناه
مرگ
را گیری به بر
آندم آیم من به
سویت
خیره می گردم به
رویت
آنقدر می نالم !
آنقدر می گریم !
آنقدر می بوسم !
تا بدانی نا رفیق
مرده ات را عاشقم
چه برسد به خودت .
. .
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 23:51 توسط سکوت
|
مثل قطره های بارون تو کویر من چک

مثل
قطره های بارون تو کویر من چکیدی
توی شوره زار قلبم گل حسرت و تو چیدی
شدی یک شعلهء فانوس توی تاریکی و وحشت
واسه یک زائری تنها معبدی از جنس حیرت

طاقی از صحراب نوری واسه نجوا و نیایش

که بلرزه آسمونها همه از شوق ستایش
مثل یک واژه نشستی توی ذهن خشک شاعر
توی شهر
غزلاش بشه همرات یه مسافر
تو پر
از خاطره هایی واسه گفتن و سرودن

قصه های
تلخ غم رو توی یه کتاب نخوندن

با تو عاشق با تو صادق با تو در آغاز راهم
ای تبسم
دوباره با تو در رازو نیازم
با تو در رازو نیازم

برگزیده از
نوشته های پارادایز
نظر
یادت نره جیگر

+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 11:41 توسط سکوت
|
New Page 2

گله
و گلایه ای نیست
بی وفایی
رسم
عشقه
عاشقا
تنها میمونن
تنهایی
مرام
عشقه
گله
و گلایه ای نیست
بی وفایی
رسم
عشقه
عاشقا
تنها میمونن
تنهایی
مرام
عشقه

+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 22:19 توسط سکوت
|
دانلود البوم قدیمی مهستی کامل
نظر یادت نره عزیز
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 11:56 توسط سکوت
|