تبليغاتX
تنهایی تنهاترین تنهای روزگار
می نویسم برای دلهایی که تنهایند و تنهایی را عاشقانه دوست دارند

 

دیرگاهی است در این تنهایی         رنگ خاموشی در طرح لب است

 

بانگی از دور مرا می خواند        لیک پاهایم در قیر شب است

 

رخنه ای نیست در این تاریکی    در و دیوار بهم پیوسته

 

سایه ای لغزد اگر روی زمین       نقش وهمی است ز بندی رسته

 

نفس ادمها        سر بسر افسرده است

 

روزگاری است در این گوشهء پژمرده هوا          هر نشاطی مرده است

 

دست جادویی شب    در به روی من وغم می بندد

 

میکنم هر چه تلاش        او به من می خندد

 

نقش هایی که کشیدم در روز          شب ز راه آمد و با دود اندود

 

طرحهای که فکندم در شب         روز پیدا شد و با پنبه زدود

 

 

سری جدید عکسهای عاشقانه در ادامه مطلب

یه سری بزن بد نیست

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 20:9  توسط تنها  | 

 

وقتي گريه مي کنم تو را درون حلقه هاي اشکم مي بينم

 اشک هايم را پاک مي کنم تا کسي تو را نبيند

آسمان را قسمت كردند:.....تكه اي براي بركه

تكه اي براي رود....تكه اي براي دريا دلم را قسمت كردند

..........تكه اي براي تو....تكه اي براي تو......تكه اي براي تو

 به ادامه مطلب برید تا بقیه اس ام اس های عاشقانه رو ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 11:56  توسط تنها  | 

حمایت همه جانبه از ایران باستان

سلام به همه ی دوستای خوبم............................ببینید این پست یه جورایی به همه مربوط میشه

وقتی شنیدم که شرکت گوگل نام خلیج همیشه فارسو در اطلس جهانی به خلیج عربی تغییر داده.....

کلی ناراحت شدم......به عنوان یه ایرانی

حالا واجب دیدم که بیامو این پست بزنم.........از همتون ۲ تا چیز میخوام:

 

 

به ادامه مطلب برید دوستان تا از ایران باستان حمایت کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 21:42  توسط تنها  | 

 

خواب تلخ

 

مرغ مهتاب می خواند

ابری در اتاقم میگرید

گلهای چشم پشیمانی می شکفد

در تابوت پنجره ام پیکر مشرق می لولد

مغرب جان می کند       می میرد

گیاه نارنجی خورشید

در نرداب اتاقم می روید کم کم          

بیدارم

نپنداریم در خواب

سایهء شاخه ای بشکسته

آهسته خوابم کرد

اکنون دارم می شنوم

آهنگ مرغ مهتاب

و گلهای چشم پشیمانی را پرپر می کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 13:37  توسط تنها  | 

سلام دوستان عزیز

 امروز واستو سری جدیدی از عکسهای خواننده محبوب ترک ابرو رو گذاشتم

برای دیدن بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

راستی دوستان روز 21 فروردین حتما سر بزنید

آخه تولد منه نظر هم یادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 14:16  توسط تنها  | 

 

راز خلقت با صدای مهستی

به من نخند

دو تا چمشونت

همصدای آشنا

نخستین عشق

 

منتظر نظراتون هستم

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 12:48  توسط تنها  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 18:17  توسط تنها  | 


گردبادی بی هدف سر گشته و گم کرده راهم
در بیابان طلب من تک درختی بی پناهم
 

تار تار موی من در راه عشقت شد سپید
عمر بگذشت و هنوزم چشم بر راهت نگاهم
 

 درد بر روی دلو دل شد پر از خون جگر
سینه ام اتشفشانی گشته از سوزنده اهم
 


بندی و صیدت شدم رسوای عشقت در جهان
ای که در درگاه عشقت خاکساری رو سیاهم
 

 جان به راهت داده ام اما رقیبان گرد تو
یوسفی بودم ولی افسوس اندر قعر چاهم


 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 21:30  توسط تنها  | 

New Page 6


ای کاش جمله زیبای دوستت دارم


! بی هیچ غرضی بر زبان ها جاری بود


ای کاش از گفتن دوستت دارم


از ترس سوءتفاهم ها و غلط اندیشی ها باز نمی ایستادیم

ای کاش محبت را بی هیچ چشمداشتی

حتی چشم داشت محبت


به او که دوستش داریم هدیه میدادیم


ای کاش


جمله دوستت دارم


........ را به هوس آلوده نمیکردیم


....... ای کاش

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 11:34  توسط تنها  | 

 

 غربت من هر چي که هست از با تو بودن بهتره
آخر خط زندگي اين نفساي آخره
وقتي دارم با هر نفس از اين زمونه سير مي شم
وقتي با يه زخم زبون از اين و اون دلگير ميشم
اين آخر راهه ديگه بايد که تنها بميرم
تنها تو اوج بي کسي تو غربت آروم بگيرم
بايد برم بايد برم بايد که بي تو بپرم
آخ که چه سنگين مي زنه اين نفساي آخرم
سکوت من نشونه ي رضايتم نيست ميدوني
گلايه هامو ميتوني از توي چشمام بخوني
بگو آخه جرمم چيه که بايد اينجور بسوزم
هيچي نگم داد نزنم لبامو روهم بدوزم
در به در غزل فروش منم که گيتار ميزنم
با هرنگاه به عکست انگار من خودمو دار مي زنم
نفرين به عشق به عاشقي نفرين به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سياه تو
نفرين به عشق به عاشقي نفرين به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرين به من نفرين به تو نفرين به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سياه تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 14:50  توسط تنها  | 

گلهای سرخ وسفید باغچه ام را از ر

 

گلهای سرخ وسفید باغچه ام را از ریشه در می آورم

بجای آنها تک دانه های رز سیاه را میکارم......

با خون خود سیرابشان می کنم رویشان را می پوشانم تا

از تاریکی تغذیه کنند....

سرمای درونم را به آنها خواهم بخشید

این کار را سالها انجام خواهم داد

روز به روز قوی تر میشوند و رشد می کنند

بوی تنهایی باغچه ام را فرا گرفته

روزی که منتظرش بودم فرا رسیده

گل من اکنون تبدیل به درختی شده است

درخت بزرگی که در هر شاخه اش هزاران رز سیاه جوانه زده

حال من تمام خونم را در راهش میدهم

مهم اینست که درخت من با هیچ

 تبری از گرما و محبت شکسته نمیشود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 17:30  توسط تنها  |