تبليغاتX
متنهای عاشقانه در سرزمین تنهایی >
همه رفتند جز خاطره ها جایمان کجاست میان خاطره ها
New Page 2

 

مجموعه کامل آلبوم های معین 10 آلبوم


برای دانلود به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 15:59  توسط سکوت  | 

چشم بر هم می گذارم .

 

غبارها را مي زدایم . پرده ها را کنار می زنم .

 

 به نور می اندیشم . به فوران نوری مطلق که بر من جاریست .

 

 سر شارم همه ی زمین زیر پای من است . تمامی درها گشوده و راه ها

 

 باز .

 

 رها از تاريکی ها. اندوهی،خاطره ای،تمنايی در من نیست . هستی

 

عطرآگین و مهرورز. قلبم می تپد .

 

 من در ناب ترین لحظه های اکنون

 

 زنده ام . من به تمامی جایگاه های دنیا درهمه زمانها تعلق دارم .

 

 من به

 

همه بودن هایم اززمان بی آغاز تا اکنون بی پایان می بالم .

 

 من با ذره ذره ی

 

هستی در رقصم .می خندم، ایثار می کنم و عشق می ورزم .

 

 من با تمامی

 

سایه روشن هایم تنها نیستم . درخت، زنبورعسل و آسمان با من می زیند .

 

 من یک تجربه نیستم ، من یک رویدادم . لحظه به

 

 

شگرف .

 

 من همسایه ماهتاب و دریا و نسیم و پروانه ام . من بر خدا، بر باران، بر

 

خاک،

 

 بر شقایق عاشقم، من زیباترین دیوان شعرم .

 

من پرواز را می دانم، من شکفتن را می فهمم . زندگی منتظر من است

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 12:56  توسط سکوت  | 

New Page 3

دانلود آهنگ سریال روز حسرت با صدای مقداد شاه حسینی

 

دانلود آهنگ سریال مثل هیچ کس با صدای احسان خواجه امیری

 

 

 دانلود آهنگ های فیلم سینمایی مجنون لیلی با صدای حامد بهداد و مازیار

 

 

دانلود آهنگ فیلم سینمایی هم خانه با صدای محسن نامجو

 

 

دانلود آهنگ جدید سریال ترانه مادری و تیزر فیلمهای اره پنج (5) و هری پاتر 6 

 

برای دانلود به ادامه مطلب برید

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 12:8  توسط سکوت  | 

هنگام سحر

 

هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی می گذشت به او نزدیک شد
روباه گفت: تو که به این خوبی اذان می گویی، بیا پایین ب هم به جماعت نماز بخوانیم
خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت خوابیده و به شیری که آنجا خوابیده بود، اشاره کرد
شیر به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت
خروس گفت مگر نمی خواستی نماز بخوانیم؟ پس کجا می روی؟
روباه پاسخ داد: می روم تجدید وضو می کنم و برمی گردم!


*********************************************
قاضی دادگاه، آدم شیادی که مال مردم را بالا می کشید

محکوم کرد که روی الاغ سوار کنند و در همه جای شهر بگردانند

 و جار بزنند که او آدم کلاشی است و کسی به او پول ندهد.
در پایان روز صاحب الاغ از او کرایه خواست.
یارو با پوزخند گفت: مرد حسابی! خودت از صبح تا حالا داری فریاد می زنی

که من پول مردم را بالا می کشم، حالا با چه امیدی از بنده کرایه الاغت را مطالبه می کنی؟!


*********************************************


شخصی که خیلی ادعای پهلوانی می کرد رفته بود خون بده. وقتی کیسه خون را آوردند که خونش را بگیرند
به پرستار گفت: آبجی! کیسه چیه؟ لوله بیار که به همه خون برسه.
ولی بعد از اینکه یک کیسه خون داد از حال رفت و 4 تا کیسه خون بهش زدند تا به هوش بیاد.
وقتی به هوش آمد، بدون اینکه به روی خودش بیاره به پرستار گفت: دیگه کسی خون نمیخواد؟!


*********************************************
می گویند یک روز جرج بوش با لباس غواصی به عمق 200 متری اقیانوس رفته بود.
یک کوسه به طرفش آمد و از او پرسید: ببخشید! شما آقای بوش رئیس جمهور آمریکا هستید؟
بوش با تعجب پاسخ داد: آره، ولی تو از کجا مرا شناختی؟
کوسه خندید و گفت: آخه دیدم به جای کپسول اکسیژن، کپسول آتش نشانی به پشتت بسته ای


*********************************************


به شخصی گفتند: زود باش زود باش جشن عروسی شروع شده.
گفت: به من چه؟
به او گفتند: عروسی پسر خودت است.
طرف به یارو گفت: پس به تو چه؟!


*********************************************
دو تا آفریقایی با یه نفر سومی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن

 که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن
آفریقایی میگه: منو سفید کن
تا اینو میگه سومی میزنه زیر خنده آفریقایی میگه: چیه برای چی میخندی؟
سومی گفت: همینجوری
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن
دوباره سومی میزنه زیر خنده
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
سومی باز گفت: همینجوری
نوبت سومی میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای
سومی میگه: این دوتا رو سیاه کن


*********************************************


یه روز یکی می خواسته سوار آسانسور بشه میبینه اونجا نوشته: ظرفیت 12 نفر
میگه: ای وای خدا! حالا اون 11 نفر رو از کجا بیارم!؟

 
*********************************************
یارو به شاگردش میگه: قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه
شاگرد میره عقب ماشین، میگه: کار میکنه، کار نَمیکنه، کار میکنه، کار نَمیکنه


*********************************************
مسافر به مدیر هتل: "آقا اتاق من پر از مگس است!"
مدیر هتل:"نگران نباشید یک ساعت دیگر وقت ناهار است همه ی آنها به رستوران هتل می آیند."


*********************************************
گدا: آقا تو رو خدا به من هزار تومن بدین برم ناهار بخورم
یارو: پول نمیدم، ولی بیا بریم برات یه پرس غذا بگیرم
گدا: نه نخواستم، امروز واسه هزار تومن تا حالا شیش بار ناهار خوردم


*********************************************
معلم تاریخ: آهای… تو که با اون قد بلندت ته کلاس وایسادی

و بر و بر منو نگاه میکنی بگو ببینم اسکندر مقدونی کی بود؟
طرف: نمیدونم
معلم تاریخ: کی ناصرالدین شاه را کشت؟
طرف: نمیدونم
معلم تاریخ: پس تو با این وضعت چطوری میخوای امتحان تاریخ بدی؟
طرف: من که نمیخوام امتحان بدم من اومدم بخاری کلاس را تعمیر کنم.


*********************************************
یه دهاتیه پا میشه میاد تهرون میره سوار تاکسی میشه میگه در بست. راننده هم قبول میکنه
وقتی میاد پیاده شه یه ده تومنی میزاره کف دست راننده و میره
راننده داد میزنه: آقا…بقیه ش؟؟؟
دهاتیه میگه: بقیه ش مال خودت


*********************************************


یارو تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه

 خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، یارو میگه: بچه ها در رین صاحابش اومد

*********************************************
یکی: راستی راستی این دفعه رفتم تست بازیگری دادم و قبول شدم میگین چجوری . بخونین
کارگردان گفت:نقشش خیلی کوتاهه ها فقط همین صحنه
گفتم:عیبی نداره
گفت:پول نمیدیما
گفتم:عیبی نداره
گفتم:دیالوگ چی؟
گفت: خودتو نشون نمیدیم
تو میری پشت یه دیوار بعد یک گلدون میوفته اونور و تو میگی:آخ
گفتم: بلند بگم.
گفت:مهم نیست صدات هم بعدآ دوبله میشه


*********************************************


آمریکاییه داشته تو رودخونه غرق میشده،‌ هی داد میزده: help me, hellllp!
یکی از اونجا رد میشده میگه:‌ احمق جون اگه جای کلاس زبان کلاس شنا رفته بودی الان غرق نمیشدی.

.


*********************************************


از آقای خیابانی میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره

 به کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟
خیابانی میگه: چی میشه نداره که، ایران میره جام جهانی


*********************************************


اولی:به نظر تو موقع تشیع جنازه جلوی تابوت باشی بهتر است یا پشت تابوت؟
دومی:فرقی نمی کند فقط باید سعی بکنی داخل تابوت نباشی.


*********************************************


یوسف دوان دوان به دفتر مدرسه وارد شد و گفت آقای ناظم کمک کنید

 الان نزدیک به نیم ساعت است که پرویز با بردارم دعوا می کند و داره اون رو میزنه
ناظم در حال خروج از پرویز پرسید:چرا زودتر نیامدی بگویی؟
پرویز سری خاراند و گفت:اخه تا الان داداشم داشت اونو میزد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 0:18  توسط سکوت  | 

New Page 2

نمی خواستم عکسات و پاره کنم

نمی خواستم دل و بیچاره کنم

 نمی خواستم تو رو آواره کنم

 ولی مجبور شدم اون کارو کنم

نمی خواستم تو بیافتی از چشام

نمیخواستم بمونی بازم بپام

نمی خواستم ببینم اشک تو رو

عزیزم گریه دیگه بسته برو

 

 

نمی خواستم عشقم و ازت بگیرم

نمی خواستم تو بری بی تو بمیرم

نمی خواستم نمی خواست

میدونستم تو بری تنها میمیرم

نمی خوام بیشتر از این شکسته شی

نمی خوام باهام بیای که خسته شی

نمی خوام بیشتر از این شکسته شی

نمی خوام باهام بیای که خسته شی

نمی خوام که بگذرم به سادگی

عزیزم برو برس به زندگیت

 

به ادمه مطلب برید

عکسهای ابرو گوندز خواننده ترک در ادامه مطلب

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 1:25  توسط سکوت  | 

بی تو من یه شعر تازه تو کتابا دا

 

 

بی تو من یه شعر تازه تو کتابا دارم

رفتی و نغمه ء شادی رفته از کنارم

بی تو این دل شکستم طاقت نداره

بیا پیشم بیا پیشم عزیزم دوباره

 

بی تو زمونه نامهربونه

بی تو دل من شده باز دیوونه

عاشق نبودی تا همه بدونن

قصهء دلتنگی رو با من بخونن

 

بی تو دنیا دلمو سوزونده

بوی عطرت هیچ کجا نمونده

بی تو بی من یعنی جدایی

کو کجاست روزهای آشنایی

 

بی تو دنیا دلمو سوزونده

بوی عطرت هیچ کجا نمونده

بی تو بی من یعنی جدایی

کو کجاست روزهای آشنایی

 

بی تو زمونه نامهربونه

بی تو دل من شده باز دیوونه

عاشق نبودی تا همه بدونن

قصهء دلتنگی رو با من بخونن

 

بی تو دل تو سینه مرد

گلهای سرخ باغچمون بی تو پژمرد

بی تو دل تو سینه مرد

گلهای سرخ باغچمون بی تو پژمرد

 

 

بی تو زمونه نامهربونه

بی تو دل من شده باز دیوونه

عاشق نبودی تا همه بدونن

قصهء دلتنگی رو با من بخونن

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 17:19  توسط سکوت  | 

New Page 4

 

sms

اس ام اس های با حال

در ادامه مطلب برو حالشو ببر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 11:58  توسط سکوت  | 

New Page 2


گردبادی بی هدف سر گشته و گم کرده راهم
در بیابان طلب من تک درختی بی پناهم

 

دانلود آهنگ ار آرش ساسان محمد یاوری

 

آهنگ جدید و بسیار زیبای محمد یاوری به نام سینه قبرستون

 

ویدیوی جدید و بسیار زیبای آرش به نام

Suddenly

 

آهنگ جدید و زیبای ساسان به نام طناب دارد

بر ای دانلود آهنگها به ادامه مطلب برید

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 22:28  توسط سکوت  | 

 

اینم سری جدید از عکسهای عاشقانه

زیبا و قشنگ

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 16:45  توسط سکوت  | 

 

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن                                                                     

                                                به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق                                                                    

                                               تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟ 

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت                                                                  

                                                بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس                                                                

                                                       تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم                                                                    

                                                    وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن                                                                 

                                              به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکتو  به صد تا دریا نمی دم                                                                 

                                                     یه لحظه با تو بودنو  به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم                                                                      

                                                   قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم

 

 عکس در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 14:21  توسط سکوت  | 

 

بهار بود و تو بودي

گل بود و تو بودي

بهار رفت و تو رفتي

خزان شد و نبودي

و من، همچون برگي خشکيده

در زير پاي عابران شتاب زده

خرد شدم

و باد، تکه هاي تنم را

به دشتهاي دور سپرد

چقدر زودگذر بود روزهاي خوب

مي دانم که با آمدن بهار

تو دوباره باز خواهي گشت

و اگر گذرت به دشتهاي سر سبز افتاد

سراغ مرا از لاله ها بگير

اما غمگين نشو اگر مرا نيافتي

من در کنار کوهسار بلند

با شقايقها دوباره روييده ام

من همه جا با توام اي ابديت

به ادامه مطلب برید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 20:34  توسط سکوت  |