تبليغاتX
متنهای عاشقانه در سرزمین تنهایی - عاشقانه >
همه رفتند جز خاطره ها جایمان کجاست میان خاطره ها
New Page 3

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت،
سرها در گریبان است
كسی سر برنیارد كرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید،‌نتواند،


كه ره تاریك و لغزان است
و گر دست محبت سوی كس یازی،
به اكراه آورد دست از بغل بیرون،
كه سرما سخت سوزان است


نفس كز گرمگاه سینه می‌آید برون، ابری شود تاریك.
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس كاین است، پس دیگر چه داری چشم،
ز چشم دوستان دور یا نزدیك؟


مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چركین!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است… آی
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخگوی. در بگشای!
منم من! میهمان هر شبت. لولی‌وش مغموم
منم من، سنگ تیپا خورده رنجور


منم، دشنام پست آفرینش، نغمهء ناجور
نه از رومم، نه از زنگم. همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم
حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می‌لرزد
تگرگی نیست، مرگی نیست


صدائی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را كنار جام بگذارم
چه می‌گویی كه بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده،


به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهانست
حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یكسان است
سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان
نفس‌ها ابر، دلها خسته و غمگین،
درختان اسكلتهای بلور آجین،
زمین دلمرده، سقف آسمان كوتاه،
غبار آلود مهر و ماه،
زمستان است ...

مهدی اخوان ثالث

 

 

اینم به خاطر داش صادق

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:42  توسط سکوت  |