تبليغاتX
متنهای عاشقانه در سرزمین تنهایی - سرزمین تنهایی من ( زندگی دوباره ) >
همه رفتند جز خاطره ها جایمان کجاست میان خاطره ها

 

 دوست دارم نگاهم را به آینده کنم

می خوام روی تموم نقشهای گذشته یک خط بکشم

آخه نمیشه اون نقشها رو پاک کرد

ولی میشه با کشیدن خط روی همه اونا از فکرشون بیرون بیایی

می خوام دوباره متولد بشم

میخوام این حصار تنهایی خودمو خراب کنم

از آوار اون یه خونه نو تازه و قشنگ بسازم

دیگه باید نگاهمو به زندگی عوض کنم

اگر فراموش شدم دیگه خودم نباید خودمو فراموش کنم

این یعنی امید

شاید این باعث بشه که دوباره منم تو یادها آورده بشم

خدایا کمکم کن

کمکم کن تا دوباره با لباسی نو چهره زندگیمو زیبا کنم

اگر همه دنیا هم منو فراموش کنند واسم مهم نیست

خدایا تو هستی که باید بیاد من باشی

پس به امید تو زندگی میکنم

خدایا متشکرم

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:27  توسط سکوت  |